۱۴ام آذر ۱۳۹۶ وبلاگی

هیچ جای تعجبی نیست: تحقیقات نشان داده است، افرادی که در فقر بزرگ می شوند، راه سخت تری نسبت به افرادی که از همان ابتدا وضع خوبی داشته اند، در پیش دارند. اما دلیلی وجود ندارد که این راه به موفقیت نرسد.

در حقیقت، برخی از ثروتمندترین جهان زمانی فقیر بوده اند. – مانند این هفت نفر که سرسختی، سخت کوشی و انعطاف پذیری به آنها کمک کرد تا به شرایطشان غلبه کنند و به جاهای بالا دست یابند.

هاوارد شولتز، مدیر اجرایی و مدیرعامل سابق استارباکس

وی مجبور بود پول های خردش برای گرفتن یک کافه لاته پس انداز کند. پدر وی راننده کامیون و مادرش خانه دار بود. او خود خانواده اش را تقریبا بینوا توصیف می کند.

او به مجله Mirror گفت “من می دانستم افراد متعلق به طبقه مرفه تر جامعه امکانات، پول بیشتر و خانواده شادتری دارند. من می خواستم از خط رد شوم و چیزی فراتر از آنچه که مردم ممکن می دانستند، به دست آورم.”

خوب، ماموریت وی کامل شد. شولتز اولین فرد خانواده اش بود که به کالج رفت. بعدها، زمانی که در یک شرکت لوازم خانگی کار می کرد به یک زنجیره کوچک کافی شاپ معرفی شد. که در نهایت او آن را خرید و به امپراطوری استارباکس تبدیل کرد.

اورسولا برنز، رییس و مدیرعامل سابق زیراکس

زمانی که برنز در سال ۲۰۰۹، رییس و مدیرعامل زیراکس شد. او اولین رهبر خانم سیاهپوست یک شرکت بود.

او به LeanIn.org گفت :”مردم به من می گفتند که سه چیز بر علیه من است: من سیاهپوستم، دخترم، و فقیرم” او در CNN اعلام کرد که مادر تنهای وی سه فرزند خود را با حقوقی که هیچوقت از ۴۴۰۰ دلار بالاتر نرفت بزرگ کرد.

با این وجود او ثابت قدم بود و در موسسه پلی تکنیک بروکلین مهندسی مکانیک خواند. و سپس در یک تابستان به عنوان کارآموز در شرکت زیراکس شروع به کار کرد. و می گوید: “حالا من بیشتراز آنچه مادرم بتواند تصور کند پول دارم. و هنوز هم موفقیتم را با آن قضاوت نمی کنم.”

جی کی رولینگ، نویسنده هری پاتر

رولینگ فقیر بزرگ نشد، اما در اواخر دهه بیستم زندگیش در حالیکه یک مادر تنها بود، فقر را تجربه کرد. در آن زمان وی در پرتغال به تدریس انگلیسی مشغول بود. وی از ازدواج ناموفق خودش فرار کرده و به همراه نوزادش به اسکاتلند نقل مکان کرد. او در شوی دیلی گفت که “من به اندازه ای فقیر بودم که در UK بی خانمان نشوم.” او بیکار بود و در یک آپارتمان نقلی زندگی می کرد. او بسیار افسرده شد و در معرض اقدام به خودکشی قرار گرفت.

او به دیلی میل گفت: “به یاد می آورم که غذا نمی خوردم تا دخترم بتواند غذا بخورد. شب هایی به یاد می آورم که هیچ پولی نداشتم.” با این وجود در همان زمان های ناامیدی وی قسمت زیادی از متن هری پاتر را تمام کرد. و چیزی که بعد از آن اتفاق افتاد معجزه بود.

رابرت هرج واک ستاره “شارک تانک”، سرمایه گذار و مدیر عامل گروه هرج واک

در هشت سالگی او و خانواده اش از کرواسی و در حال فرار از کمونیست به کانادا نقل مکان کردند. آنها با تنها یک ساک و ۲۰ دلار پول در زیرزمین یکی از دوستانشان ساکن شدند. پدرش شغلی در کارخانه با حقوق ۷۶ دلار پیدا کرد. او به بیزینس نیوز دیلی گفت: “این اولین درک من از فقر بود. زمانی که من خود را با دیگران مقایسه کردم، فهمیدم که ما واقعا فقیر هستیم.”

او برای کار کردن در قسمت تکنولوژی قبول کرد که ابتدار به طور رایگان کار کند و برای کمک به پرداخت قبوض، روزنامه می رساند و گارسونی می کرد. با استفاده از تجاربش یک شرکت فناوری اطلاعات را از زیرزمین خانه اش برپا کرد. که بعدها به AT&T کانادا به مبلغ گزارش شده ۳۰.۲ میلیون دلار فروخته شد.

سارا جسیکا پارکر، هنرپیشه و طراح مد

کرری برادشاو مادر وی هر سال دو جفت کفش به قیمت ۹۹ سنت برای او می خرید. خانواده وی به خاطر درآمدشان از سازمان رفاهی کمک دریافت می کردند. ناپدری وی راننده کامیون، پدرش نویسنده و مادرش که هیچگاه شاغل نبود نمی توانستند از عهده خرج هشت فرزند برآیند.

او به نیویورک تایمز گفت: “بچگی من مانند شخصیت کتاب دیکنز بود. ما فقیر بودیم… بعضی وقت ها برق نداشتیم. بعضی وقت ها کریسمس نداشتیم. بعضی اوقات تولد نداشتیم. زمانی فردی که پول صورت حساب ها را جمع می کرد می آمد. یا از شرکت تلفن زنگ می زدند به ما می گفتند که تلفن ما را قطع می کنند.”

او بازیگری حرفه ای خود را از ۸ سالگی برای کمک مالی به خانواده اش شروع کرد. اگرچه دارایی خالص وی میلیونها دلار است، او هنوز با صرفه جویی زندگی می کنند. او می گوید”من میل زیادی به این دارم که پس انداز کنم، پس انداز کنم، پس انداز کنم. و من از ورشکسته شدن خیلی وحشت دارم.”

سوز اورمان، نویسنده و مشاور مالی و مجری سابق تلوزیون

چه کسی حدس می زند که این فرد برجسته مالی در ۳۰ سال اول زندگی خودش بی پول بوده است. او در یک خانواده مهاجر یهودی در شیکاگو بزرگ شد. پدر او یک دکه بیرون بر مرغ داشت و مادرش منشی بود. او در خاطرات تریبون شیکاگو از روزی یاد می کند که پدرش به خاطر دخل خودش که حاوی کمتر از ۱۰۰ دلار بود به درون ساختمان در حال سوختن دوید. یا زمانی که برای اینکه با دوستانش به شنا برود ۱ دلار پول نداشت. یا اینکه در فروشگاه به خاطر لباس های مندرس پدرش نادیده گرفته شد. یا این که والدینش به خاطر پول به طور مداوم با هم دعوا داشتند.

او سالها قبل از این که تصمیم بگیرد رستوران خودش را با کمک مالی مشتریان ثابتش باز کند، به عنوان گارسون کار کرد. او برای این کار، پولش را سرمایه گذاری کرد. هرچند که او آن را در سقوط بازار از دست داد. و این تجربه شعله اشتیاق به امور مالی را در او روشن کرد. زمان زیادی طول نکشید که حرفه او و ثروت خالص او شروع به پیشرفت کرد.

جرج کلونی، بازیگر و بشردوست

اگرچه همیشه از او در خانه های مالتی میلیون دلاریش عکاسی می شود. اما اوضاع برای او همیشه به این وضع نبوده است.

او به دیلی بیست گفت :”من برای فروش بیمه به در خانه ها می رفتم و کفش زنانه می فروختم. در فروشگاه مشروب فروشی کار می کردم. من کت و شلوارهایی می خریدم که زیادی بزرگ و بلند بودند و پایین شلوار را کوتاه می کردم و با آن کراوات درست می کردم تا برای مصاحبه شغلی کراوات داشته باشم. من جوری بزرگ شدم که درک کنم که نداشتن بیمه سلامت برای هشت سال چه طعمی دارد.”

وی در حال حاضر پولدار است و به عنوان بشردوست در کارهایی مانند حقوق بشر و کمک به رفع فقر حضور دارد.





تعداد بازدید:
۶